![]() |
![]() |
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه هفدهم اسفند 1385ساعت 18:23 توسط Reza . R5 |
|
چه زيباست به ياد تو با چشمهاي خسته گريستن ولی ....
من از جنس احساسم برای تو بهشتی خواهم ساخت من عاجزانه می گویم که به عشقه تو نیازمندم من هنوز به بارگاهی نرسیده ام که عشق ببخشم و جانم طلب عشق نکند من تو را دوست دارم و از قلب سرخ تو به قلب آبی آسمان می رسم من تو را دوست دارم از همین نقطه خاکی تا عرش دوستت دارم از زمین تا بخدا...
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه سیزدهم اسفند 1385ساعت 20:38 توسط Reza . R5 |
|
|
سه سال قبل با ده دوازده تا جوک آبکی و روزی 10 تا بازدید اینجا رو باز کردم. امروز یکم اسفند جوکستان عمونمکی سه ساله شد! و برای شما - به جای شما هدیه دارم: یه عالمه جوک! تولدم مبارک! پتروس فداکار جاشو با دهقان فداکار عوض میکنه... . قطار که میاد میپره تو قطار انگشت میکنه تو كون راننده قطار. رشتیه میخواسته خونشو بفروشه، داشته خونشو به یكی نشون می داده،میگه: این اتاق دخترمه، دراتاق رو باز میكنه میگه: این دخترمه، میبینه یكی هم پیش دخترشه، میگه اینم دامادمه! بعد میگه: اونم اتاق خواب خودمونه، در و باز میكنه، میگه: این خانممه،... اینم منم!!! عبود و جاسم میرن توالت عمومی !!! عبود از این دستشویی میگوزه جاسم از اون دستشویی !! یک دفعه عبود عصبانی داد می زنه می گه ولک جاسم ! اومدی دستشویی یا اومدی با من بحث کنی !! از یه ترکه میپرسند: كدوم برنامه تلویزیون رو بیشتر از همه دوست داری؟ میگه: پیام بازرگانی! میپرسن: چرا؟ میگه: چون بینش سریال پخش میكنند! ترکه اسم بچش رو می ذاره اس ام اس . می گن این چه اسمیه ؟ می گه : چیه از پیام که بهتره ترکه رتبه اول کنکور رو میاره بهش میگن چه کار کردی؟ میگه روزی 25 ساعت درس می خوندم!!!! میگن مگه میشه? میگه آره: صبح یک ساعت زود تر بیدار می شدم!!! جاسم یه دختر خوشگل میبینه بهش میگه: میبخشی خانم شمارو مادرتون زائیده ؟ دختره تعجب میکنه میگه : آره مگه شمارو مادرتون نزائیده ؟ جاسم میگه : در مقابل مادر شما مادر من ریده !!! یه روز یه ترکه می خواسته بره دستشویی دوستش بهش می گه: ببین تو که داری می ری به جای من هم بشاش . ترکه هم می ره بعد از سه ساعت خسته و کوفته در حالی که پاهاش هم خواب رفته بود لنگ لنگان می آد به دوستش می گه: آخه پدرسگ؟؟؟ تو چه شاش نداشتی گه می خوری می گی به جای من هم بشاش...... فارسه. تركه. اصفهانيه مي خواستند چاي ليپتون بخورند. فارسه فنجان را نگه مي دارد و ليپتون را داخل فنجآن تكان مي دهد و تركه ليپتون را نگه مي دارد و فنجان را تكان مي دهد اصفهانيه ليپتون را به دورفنجان مي مالد نام آلبوم جديد مهران مديري: دستا همه بالا... مربا بده بابا به تركه ميگن با جوراب جمله.بسازميگه. كولرما بدجوراب ميريزه!!! ترکه ميره جوراب بخره توش فوت مي كنه ببينه سوراخه يا نه! تهرانی اولي:چرااستخون جمع ميكني مگه سگ های محله روبرای شام دعوت كردي؟!تهرانی دومي اره مگه كارت دعوتت به دستت نرسيد یه قاتل رو توی اصفهان به سمت زندان مي بردند. پسري به باباش ميگه :بابا اين را كجا مي برن ميگه جايي كه نه آب نه هوا نه غذا هيچي نيست -پسره به باباش ميگه بابا اين را مي برند خانه ي ما يه روز دو فارس ويه ترك سوار تاكسي ميشند و ميرند بعد از مدتي فارسه ميگه من اين كنار پياده ميشم دومي هم بعد از مدتي ميگه ممنون منم اين بغل پياده ميشم حالا فقط تركه مونده ولي بلد نبود فارسي حرف بزنه ميگه ممنون منم اين كنار بغل ميشم. تو مجلس نوحه چراغ ها رو خاموش کرده بودند و لخت شده بودن سینه میزدن. نوحه خون میگه خوب چراغ ها رو روشن کنید- یهو ترکه داد میزنه :جون مادرت صبر کن شورتمو دزدیدن پيره مرده مي گه: پيري 5تا عيب داره اوليش فراموشيه بقيه اش هم يادم رفته خرتركه مي ميره - فارسها براي تسليت گفتن میان سر قبرش .اونجا ترکه یکهو با صداي بلند میزنه زیر گريه -بهش ميگن چرا گريه مي كني ؟ جواب میده: آخه نمي دانستم خر من اين همه فاميل داشت. از سياه پوسته مي پرسن شامپو بدنت چيه ميگه مشكين تاژه جاسم وعبود باهم به سربازی رفته بودند.جاسم برای مرخصی برمی گرده شادگان .اونجا میبینه که تمام خانواده عبود دريك تصادف وحشتناك ازبين رفتن.خلاصه بر میگرده تا یه جوری این خبرو حالی عبود کنه.میاد بهش میگه: عبود...یه شتری هست که بلاخره در خونه هر کسی میخوابه .عبود با دلهره میگه خوب چی شده: جاسم میگه: والا تو خونه شما ریده!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! ترکه تلفن بيسيمي خونش رو هر جا ميرفته مي برده- يك روز تو دست شويي بوده که تلفن زنگ ميزنه-طرف ميگه خونه مراد است؟ترکه ميگه نه اينجا دستشويیه- خدافظ! به يه تركه ميگن مياي بريم هيات ؟ ميگه نه من شام خوردم چند نفربراي بازديد وارد تيمارستان مي شوند. مي بينند يكنفر مدام تکرار می کنه:مريم مريم -از رییس تیمارستان مي پرسن این یارو چرا اينقدر مريم مريم مي كنه؟ جواب مي ده كه والا عاشق مريم بوده ولي بهش نمي رسه- جلوتر ميرن مي بينند يكنفر ديگه هم داره میگه مريم مريم! دوباره مي پرسن كه این یکی چرا مريم مريم مي كنه ؟ رییس میگه: مريمه بود اون رو دادنش به اين . عربه ميره تست بازيگري بده بش ميگن از ته دل گريه كن جيش ميكنه تو خودش به يك لره مي گن بيا بريم هفته دفاع مقدس لره ميگه شما بريد من براي چهلم مي ايم لره زن تهراني ميگيره تهرانيا ميگفتن سبد سبد گل ياس عروس ما چه زيباست لرا برا اينكه كم نيارن ميلن گوني گوني پشگل آقا دوماد خوشگل سوال کنکور ادبیات در اردبیل: ؟جمله زير چند غلط املا يي دارد شوراي عمنيط براي جلوگيري اذ جنگ طشكيل شدح عسط الف)ثه ب)چحار ج)حفت د)ياضدح يه روزدوتا ترک مي رن سينما منتظر ميشن تا فيلم شروع شه. چراغها رو که خاموش می کنن ترک اولي به ترک دومي ميگه بلند شو رفع زحمت كنيم مثل اينكه آقايون مي خوان بخوابند يه روز يه قصابه با يه گل فروشه داشته صحبت مي كرده به اون مي گه تو كه گل فروش هستي چرا به جيبت گل اويزون نمي كني؟؟؟ گل فروشه مي گه مگه تو كه قصابي به جيبت گوشت اويزون مي كني؟؟؟ دوتا ترک با هم قدم ميزدند- يهو يه آينه پيدا ميكنن- اولي هرچي داخل آينه نگاه ميكنه نميفهمه كيه- ترک دومي برميداره ميگه خاك بر سرت يعني تو منو نميشناسي! ترکه ميره ماه عسل وقتي برمي گرده زنش مي گه احمق چرا منو نبردي ؟مي گه خواب بودي دلم نيومد بيدارت كنم .......!!!!!! تركه يه كم جاق بوده. ميره نمايشگاه ماشین پژو206بخره.خلاصه ميره پشت فرمان ماشينه روامتحان كنه مي بينه جاش نميشه. مياد پايين ميگه: اين كه تنگه نميشه يه شماره بزرگتربيارين. 207 -208ائ جيزي يك روز يه تركه با هصبانيت وارد رستوران مي شه و رو به همه مردم ميگه همتون را مي كشم يك سوسوله از جاش پا مي شه (با ناز ) مگه حتي من تركه (باعصبانيت ) ميگه حتي من اصفهانيه موز ميخوره تا يك هفته علامت سوال ميرينه یه بچه به مادرش میگه : مامان میخای برات یه قصه تعریف کنم . مادرش با خوشحالی میگه : آره جونم . . . بگو خوشحال میشم . بچه میگه : یکی بود یکی نبود . غیر از خدای مهربون هیچکس نبود . یه آینه ی گرون تو خونه ی ما بود که من زدم اونو شکستم ترکه میره تو مغازه میگه : آقا پنیر دارین ؟ فروشنده که ترک بوده میگه : دوغ نداریم . بعد ترکه با عصبانیّت میگه : بابا کی ماست خواست . ترکه به تاكسي ميگه آقا چند ميگيري منو برسوني به راه آهن؟ راننده ميگه 1000 تومن . ترکه ميپرسه واسه چمدونام چند ميگيري؟راننده ميگه هيچي. ترکه ميگه پس چمدونام رو ببر من هم اومدم يه روز 3تا ديوانه را مي خوان آزاد كنن به اولي موز نشون ميدن ميگه خيار نرسيده به دومي نارنگي نشون ميدن ميگه پرتقال پنچر به غضنفر سيب نشون ميدن ميگه خب سيبه .آزاد كه ميشه دارميره ميگه دروغ گفتم گلابي بود به يك اباداني ميگن با بمب اتم جمله بساز ميگه بمب اتم به گوزم! يه روز يه تركه ميره ختم موقع بيرون اومدن همه ميگن خدا بيامرزدش تركه يادش ميره چي بگه ميگه(ببخشيد مرد) معلم تاريخ از شاگــردي کــه د و سال در كلاس چهارم بخـــاطر درس تاريخ رد شده بود پرسيد: هيتلر چه كرد؟ شاگــر د جــواب د اد ــ هيچي ـ من رو دو سال تو كلاس چهارم نشوند. يه بار يه ديوونه دنباله رئيس تيمارستان ميدوه بعد به يه بن بست ميرسه ته بن بست به رئيس تيمارستان دست ميزنه بهش ميگه حالا تو گرگي يه بار يه لري سوار اتوبوس ميشه .ميبينه راننده عصبانيه .بليتشو قايم ميكنه.يك دفعه راننده سرش داد ميزنه مي گه بليتت كو ... لره با ترس ميگه اقاي راننده ديدم عصباني هستي ترسيدم بليتو پاره كني.... يه روز دوتا پشه آباداني روي گه نشسته بودن وميخوردند .يه زنبور به سرعت از بقلشون رد ميشه . يكي از پشه ها به اون يكي ميگه .... كا... بروم حالشو بگيروم ... اون پشه ديگه ميگه . نه كا بشين گهت رو بخور ...!!! به ترکه ميگن خدا چيه ؟ ميگه :خدا خيلی خوب و مهربانه و آفريننده اين دنيا هم هست ما که خيلی دوستش داريم ابوالفضل نگهدارش باشه؟! لره داشته کنار رودخونه شورتشو ميشسته يه دفه شورتشو از دستش ميفته تو آب. هر چی می دوه که بگيرتش نمی تونه . بالاخره وقتی نا اميد ميشه از گرفتن شورتش...وا ميسه کنار رود خونه و ميگه: بَرو .. بَرو ... کم بت ريدِم... کم بت شاشيدم...کم بت گوزيدِم .... برَو حقت بيد. |
|
+ نوشته شده در
شنبه دوازدهم اسفند 1385ساعت 21:59 توسط Reza . R5 |
|
|
تماشايی ترين تصوير دنيا می شوی گاهی دلم می پاشد از هم بس که زيبا می شوی گاهی حضور گاهگاهت بازی خورشيد با ابر است که پنهان می شوی گاهی و پيدا می شوی گاهی به ما تا می رسی کج می کنی يکباره راهت را ز ناچاريست گر هم صحبت ما می شوی گاهی دلت پاک است اما با تمام سادگيهايت به قصد عاشق آزاری معما می شوی گاهی تو را از سرخی سيب غزلهايم گريزی نيست
بگذار از عشق بگوييم بگذار تو را تكان دهم، بگذار تو را بچرخانم
|
|
+ نوشته شده در
شنبه دوازدهم اسفند 1385ساعت 17:2 توسط Reza . R5 |
|
|
اين آف رو خوندي يعني دوستم داري........اگه پاکش کني عاشقمي........اگه جواب بدي ديوونمي......اگه جواب ندي يعني منو مي خواي...................حالا چه خاکي تو سرت ميريزي؟؟؟؟؟؟ زندگي سخت نيست ما سختش ميکنيم عشق قشنگ نيست ما قشنگش ميکنيم دل ما تنگ نيست ما تنگش ميکنيم دل هيچکس سنگ نيست ما سنگش ميکني
ميگن چشاي عاشق يه دنيا شعر و قصه ست اما چرا عزيزم چشام لبريز غصه ست...؟ عشق چيست؟ 3 ثانيه نگاه، 3 دقيقه خنده، 3 ساعت صفا، 3 روز آشنايي، 3 هفته وفاداري، 3 ماه بيقراري، 3 سال انتظار، 30 سال پشيماني
هيچوقت بيشتر از يک بار کسي رو نبخش و به راحتی از اشتباهش نگذر چون عادت میکنه هرکاری ميخواد باهات بکنه و بياد بگه ببخشيد و این عادتش بشه تو يه انسان هستی و ارزشه تو بالا هست عشق دوست داشتن چيزه شيرينيه اما تو این زمونه ديگه عشق واقعيی وجود نداره پس اول به خودت فکر کن و بعد به عشق و کسی که دوست داری شايد فکر کنی من آدم سنگدليم اما اینو بدون : تجربه با اینکه سنگين بوده اما اینو به من آموخته پروانه به شمع بوسه زد و بال و پرش سوخت . بيچاره از اين عشق فقط سوختن آموخت . فرق است ميان من و پروانه در عالم . پروانه پرش سوخت ولي من جگرم سوخت
امام جمعه اردبيل ميگه وقتي آب مي خورين بايد سه تا بسم الله بگين چون توي آب سه تا جن هست!!!! دو تا هيدرو جن و يه اكسي جن ميگن چشاي عاشق يه دنيا شعر و قصه ست اما چرا عزيزم چشام لبريز غصه ست...؟
عشق چيست؟ 3 ثانيه نگاه، 3 دقيقه خنده، 3 ساعت صفا، 3 روز آشنايي، 3 هفته وفاداري، 3 ماه بيقراري، 3 سال انتظار، 30 سال پشيماني گرگه بعد از کلي جستجو آي دي شنگول منگول رو گير مياره، بعد از کلي چت کردن باهاشون قرار مي ذاره. وقتي مي ره سر قرار مي بينه چوپان دروغ گو اومده. |
|
+ نوشته شده در
شنبه دوازدهم اسفند 1385ساعت 16:21 توسط Reza . R5 |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه دهم اسفند 1385ساعت 18:46 توسط Reza . R5 |
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه نهم اسفند 1385ساعت 23:41 توسط Reza . R5 |
|
|
سه قیافه
معلم شــــــــوت به این میگنـــــــا
OGheeeeeY
مامان بزرگ تو هم از این کارا بلده؟
ادامه عکس ها در ادامه مطلب ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه نهم اسفند 1385ساعت 23:32 توسط Reza . R5 |
|
![]()
اگر دیدی که خیلی بی قرارم
اگر دیدی نگاهی خسته دارم
بدان که با عبور از کوچه ی دل
در آوردی دمار از روزگارم!!
هی فلانی ! زندگی شاید همین باشد
یک فریب ساده و کوچک
از دست عزیزی که تو دنیا را جز برای او و جزا و نمی خواسته !! |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه نهم اسفند 1385ساعت 23:27 توسط Reza . R5 |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه نهم اسفند 1385ساعت 22:39 توسط Reza . R5 |
|
|
صفحه نخست پست الکترونيک آرشيو |
| درباره وبلاگ |
|
| نوشته هاي پيشين |
|
هفته سوم اسفند 1385 هفته دوم اسفند 1385 |
| پيوندها |
|
دنیای کاغذی اســـــیر عشق گـــــروه اردشیر (رپ) من خدا را دوست دارم چون عشق را ...! پان شوشیسم مـــــحبت |
|
RSS
|